تبلیغات
شبح ادم گریز - شبح سحر خیز

شبح سحر خیز

پنجشنبه 21 مرداد 1389 08:35 ق.ظ

نویسنده : شبح ادم گریز

شب به نیت دید زدن روزه گیر های محل ساعت را بر روی 5 تنظیم كرد  و به چشمهای از حدقه در امده اش 3ساعتی فرصت داد دوپینگی كنند و سر ساعت 5 با صدای زنگ نكره ی ساعت از جاجهید و به سرعت برق خودش را به پنجره ی توالت عهد بوقیشان رساند و  گوش ایستاد  تا سر و صدای همسایه های نسبتا دین دار را بشنود و مطمئن شود از خواب ناز بلند شده اند یا نه، و در دل پوزخندی نثارشان كرد كه حتی موقع خوردن سحری شاهانه شان ، دست از دعوا مرافع های روزانه شان بر نمیدارند .
بعد آهسته با پاهایی كه تازه همین دیشب كرم خورده بودند ، روی سرامیك های خنك لغزید و به سمت پنجره ی بزرگ داخل هال  رفت و از پشت پنجره چراغ های روشن را شمرد و برای آنهایی كه همیشه روشنند و اینبار خاموش در دل احساس نگرانی كرد و سعی كرد كه  با ذهن خیال پردازش حدس بزند هر كدام چطور در حال تناول سحری های رنگارنگشان شده اند و چطور سفره ای دارند یا اصلا چیزی برای خوردن هست یا نه .یا كسی هم هست كه مثل او تك و تنها منتظر روشن شدن چراغ های تك تك خانه ها باشد یا نیست .

 شبح است دیگر هر چن آدم گیز باشد.



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 21 مرداد 1389 08:10 ب.ظ